حاج ملا هادي السبزواري

155

شرح مثنوى

حيوانات زمينى و مايى ارض و ماء غالب است كه ثقيلند . ( ( 3461 ) ) آب صبرت جوى آب خلد شد * جوى شير خلد مهر تست و وُد ن 554 16 - ك 193 1 آب صبر : و مهر و ودّ و ذوق طاعت و مستى و شوق اشارتست به اسباب انهار اربعه كه در سورهء محمد ( ص ) ذكر شده كه « مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه وَأَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى » 47 : 15 ( 1 ) يعنى حال جنّت و قصه آن كه وعده شده به پرهيزكاران آنست كه در آن نهرهاست از آب صاف گواراى غير متعفن و نهرهاست از شيرى كه تغيير نكرده طعم او و نهرهاست از شراب طهور لذيذ از براى شاربين و نهرهاست از انگبين تصفيه شده و بعضى از علماء انهار اربعه را علوم اربعه گرفته‌اند در تأويل كه منطقيات و رياضيات و طبيعيات و الهيات باشد و راقم حروف خوش دارد كه به حسب تأويل اشارت باشد به طرق اربع اهل علوم حقيقيه و معارف الهيه چه كسانى كه به صدد اطلاع بر حقايقند اگر مقتصرند بر مجرد رياضت و به تحليه و تخليه مشغولند صوفيه‌اند و اگر مقتصر بر مجرد بحث و نظرند پس اگر تطبيق قواعدشان را با ملت دينيه و شرايع نبويه ، ملتزمند متكلمونند و اگر مطلق بحث و فحص مىكنند مشائونند يعنى حكيم بحاث فقط و اگر طريقشان جمع است ميانهء رياضت و بحث و نظر اشراقيوناند كه استيهال اشراق از عالم قدس دارند پس ماء غير آسن اشارتست به طريقهء اهل اشراق چه ماء بىرنگست و لبن غير متغير الطعم اشارت است به طريقه متكلمين كه به شوب جدل مذموم طعم علم را نبرند و خمر طهور اشارتست به طريقهء صوفيهء مرتاضين كه مستان حقند و عسل مصفّا اشارتست به طريقه اهل بحث و نظر كه در عقليات صرفه مجرد از اشراق مجرد حلاوت عقلى است و اين طوايف اختصاص به وقتى دون وقتى ندارند چنان كه اشارت به آن شد . ( ( 3481 ) ) كشتن اين نار نبود جز به نور * نورك أطفأ نارنا نحن الشكور ن 555 14 - ك 193 11 نورك : خطاب است به حضرت اقدس يعنى نور تو خاموش مىكند آتش جهل ما را و ما شاكريم . ( ( 3482 ) ) گر تو بىنورى كنى حلمى بدست * آتشت زنده ست و در خاكسترست ن 555 15 - ك 193 11

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء محمد آيهء 15 . .